۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر آیینی» ثبت شده است

مرغوبترین شراب شیراز شدی

این قوم همه نیاز و تو ناز شدی

من بچه کبوتری به بامت بودم 

انگیزه من برای پرواز شدی

عیسای مسیحا نفس موسایی

اینگونه دوصد مرتبه اعجاز شدی

یکبار درخشیدی و شاهت خواندند

با خاتم خود کاشف این راز شدی

مثل پدر و جد و پدر جدت باز

با هرچه فقیر و بنده دمساز شدی


شاعر به غلط گفت شرابی، که خودت...

خم خانه، سبو،ساقی و می ساز شدی


  • عباس زحمتکشان
هورالهویزه،جزیره مجنون یادش بخیر انگار هنوز صدای همت می آمد...
شاید شعر، تقدیم به شهدای هور و جزیره مجنون
شهید هاشمی،شهید همت،شهید باکری و شهیدان شهرمان

لیلای همه دل شدگانی مجنون

یک دلبر و چند دل ستانی مجنون

گفتند جزیره ای و دور از همه ای

نزدیکی و دور از همگانی مجنون

در پیچش گیسوان هورت اینجا

سرهای بریده را مکانی مجنون

از داغ کدام لیلی سیمین رخ

اینطور خمیده و کمانی مجنون

آرامش بعد گردبادی بی رحم

آرام و مهیب توأمانی مجنون

از سرخی مغرب و طلوعت پیداست

من مات من العشق نشانی مجنون

از همت و باکری و خیبر...حالا

لیلای همه دل شدگانی مجنون
  • عباس زحمتکشان